کنار نیمکت خاطره ها میگذرم ، سکوت می نوازد و درخت شاهد باران عشقم با ترانه باد می خواند . . .
دستم گم کرده راهش را ، بی جهت در جیبم می خزد ، پاهایم سنگین اند ، بار غمی به دوش دارم . . .
با هر گامم زیر پاهایم صدای خش خش رنج پاییز را میشنوم و اشک هایم را پشت سر می گذارم . . .
در بدنم جریان دارد حضورش اما با چشمم چیزی جز فاصله نیست . . .
با خودم می گویم به کجا می روم ؟ آن چه اینجا می جویم چیست ؟
در فکر هستم . من و او اینجا و ناگهان با هق هقم دیگر نواختنی نیست . . .
هوا سرد است تنها میگریم ، به یاد شبی که با او خندیدم ، آه من در کنار او و حضورش عاشقانه زیر باران رقصیدم و عطر نابش را بوییدم . . .
خندیدم ، از غم چشمهایش رنجیدم ، همه را پوستم گواه می دهد . . .
عاشقانه ، بی ترس ، بی لرز ، زیر بوسه های آسمان دست هایم را گرفت ، محو گرمای وجودش بودم که در دلم عشقی جاویدان را نوشت . . .
جلوی این نیمکت به درخت شاهد چشم می دوزم ، تنهایم ! اما امروز تکرار میکنم بودنش را و از نبودنش این جا تنها می سوزم . . .
باد سردی می وزد ، دست هایم گم می شوند در جیبم ، تنها به تنهایش و تنهاییم می اندیشم ، چشم های خیسم را می بندم . . .
نظرات شما عزیزان:
❎شـــاخ بـــودَنــ تٰــــو دنـیاےِ مجازیــ��
✅ چیــزِ شـــاخے نــــے✅
↘فَقَـــط↙
��یِه نِتـــــِ قَـــوے��
یِــ آدَم اَلافْـــ میخـــــــواد��
❗❗❗ پَســــــــــــ❕❕❕
��اگِــ حِـــٌـــس میکنــے خِـــیلے شاخے بِــدون کٌلا در حَـــده بیـــــلاخے
تو پروفایل ماس...... زیـــره دَست و پاس . . .
شُمارَمو میخواست . . . تـو بِگو طَلاس وَلی چون بآ مآس . . .
بَرام جزو آشغالاس . . .
پَس دَندون لَق مُخاطَب خآص . . .
چـون دور و بَرَم دآرم کُلی رَفیق آس . . .
بآلآ سَرمون خداس . . . اینـم رآه راست . . .
پَس واسـه مَن نرو تـو فآز کلاس . . .
برو بآ هَمون لاشیا بِلاس . . .
↬ رد میــــــدم
⇝َ که حتی خـــــــدا هم میگه
⇣⇣ ✖✖✖هـــــــــــــه✖✖✖
⇚تو رّوحِـــــت لعـــنتی
�� چــرا هرکاری میکنم ⇙خـــــوب نمیشی⇘
مــن خودم ✘ WnestoN✘ عقــــابی ام !!
اونقــــدر ســـگَم !!!
کـــــه با خودم کنـــــار نـــمیـــام ..×
پـــَرِت به پَرم بگیـــره پرپری ...!
آخـــــه کی بهــــت گفته تــــــــک پری ...؟!
تو لعـــــنتی فقط دم پــــــری ~
��عـــــــــــــــــآم No خــــــــــــآص ��
☂
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ:سلام مریم جان خوبی ابجی
برای دیدارت
زمان تعیین نمیکنم…
شاید ساعت حسادت کند و خواب بماند…
•
تمتم آنچه از زندگی می خواهم:
یک غروب پنجشنه پاییزیست...
با پنجره ای رو به درخت ها و کلاغ ها...
و هوای بهاری اردیبهشت...
با یک فنجان چای تازه دم...
با یک موسیقی دلخواه...
و خیالی از بابت همه چیز...
سخت...
آسوده است...
کلبه خاکی قلبم قابل تو رو نداره
بی شما خزون سردیم ، با شما ته بهاریم
نمیدونستم کدوم طرفی باید بشینم…
.gif)
.gif)
.gif)
گاهی لازمه چند وقــت کرکره شونو بکشن پاییـــن
یه پارچـــه سیـاه بزنن درش و بنـویسن:
کسی نمـــــــرده
فقط دلـــــــــم گرفتــــــه…!
.
گاهی میتوان از سردی یه نفر
آتیش هم گرفت....
اگه بهش میگی دوستت دارم و اون فقط میخنده
اگه شبا بدون شب بخیر گفتن تو خوابش میبره
یعنی تاریخ انقضای تو توی دلش تموم شده
این یه قانونه
با قانون آدما نجنگ
که غرورت له میشه....